تبليغاتX
میدانم,مردی از تبار عشق،سوی اینجا می آید - خاطره پريدن
به نام آن کسی که اشک را آفرید تا سرزمین عشق آتش نگیرد

برای کشتن يک پرنده يک قيچی کافی ست. لازم نيست آن را در قلبش فرو کنی يا گلويش را با آن بشکافی. پرهايش را بزن... خاطره پريدن با او کاری مي کند که خودش را به اعماق دره ها پرت کند.

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 4:9  توسط سجاد  |